دل بسته ب سکه های قلک بودیم دنبال بهانه های کوچک بودیم
رویای بزرگتر شدن خوب نبود ای کاش تمام عمر کودک بودیم
یادش بخیر...................
دل بسته ب سکه های قلک بودیم دنبال بهانه های کوچک بودیم
رویای بزرگتر شدن خوب نبود ای کاش تمام عمر کودک بودیم
یادش بخیر...................
این شب رو به تمام عاشقای عالم تبریک میگم

عاشقم
عاشق آن"میم"که می آید آخر"عزیز"
و تو را می کند مال من

زندگی چند فصل داره؟
نمی دونم
فصل های زندگی من چه جوری خواهند گذشت؟
اینم نمی دونم
خدایا به خاطر همه چی شکر
عمر با عزت بهمون بده وسر بلند نگه دارمون

افکار پراکنده
طنینی از سرگشتی را می نوازد
نمی دانم
در چار راه زندگی
کدام موج
موج بودن
وکدام سمفونی
سمفونی غزل وار
وبا عطر وبوی من است
شاید
این راه ...
شعر را از معنی چشم تو فهمیدم ، کجایی ؟
عشق را با منطق ِ دل سنجیدم ، کجایی؟
ای خیالت نازکتر از هر صبح ِ روشن
هر سحر در آیینه تو را دیدم ، کجایی ؟
در گذر همچو نسیم ، کوچه باغ عمر من
من چو بیدی در مسیر باد لرزیدم ، کجایی ؟
انتظار از مهر و مَه دارم ، بتابند بی دریغ
حالیا در خانه ای تاریک خوابیدم ، کجایی؟
تندیس تو را با اندیشه ای در شعری بلند
از عقیق عشقی ناب تراشیدم ، کجایی ؟
در حریم زندگی جز حسرتی دیرین نبود
جوهر احساس خود ، بر تو بخشیدم کجایی؟

با زبانی گرم وگیرا می سرایم من تورا
شعر راازمعنی چشم توفهمیدم کجایی ؟
William Shakespeare Said :
ویلیام شکسپیر گفت :
I always feel happy, you know why?
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
Because I don't expect anything from anyone
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
Expectations always hurt ...
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...
Life is short ...
زندگی کوتاه است ...
So love your life ...
پس به زندگی ات عشق بورز ...
Be happy
خوشحال باش
And keep smiling
و لبخند بزن
Just Live for yourself and ..
فقط برای خودت زندگی کن و ...
Befor you speak ؛ Listen
قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن
Befor you write ؛ Think
قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن
Befor you spend ؛ Earn
قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش
Befor you pray ؛ Forgive
قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش
Befor you hurt ؛ Feel
قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن
Befor you hate ؛ Love
قبل از تنفر ؛ عشق بورز
That's Life …
زندگی این است ...
Feel it, Live it & Enjoy it
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر
دستام رو به سمتت دراز کردم
من بارها بهت گفتم به ریسمان محکمی چنگ زدم
امیدم به توئه وتوکلم
خاطرات

جونی یعنی همین حسای متفاوت
تو وبلاگی بودم دختری بود دلش گرفته بوداز خیانت عشقی
اینا تصاویری بود که تو وبش بود
چه دل زیبایی وچه قلب شکسته ای
خدایا به همه ما عشق واقعی رو عطا کن

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دلداده به آواز شباهنگ
یادم آید تو به من گفتی :
از این عشق حذز کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب آیینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت باد گران است!
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم . نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی
من نه رمیدم نه گسستم
باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق؟ ندانم . نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیم
نگسستم نرمیدم
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....
بی تو اما
به چه حالی من از آن کوچه گذشتم......
جوابیه هما افشار
***بی تو من زنده نمانم***
بی تو طوفان زده دشت جنونم
صید افتاده بخونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی
نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی
چون در خانه ببستم ،
دگر از پای نشستم ،
گوئیا زلزله آمد ،
گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من ؟
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل ،
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدائی ؟
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم .....
***هما میر افشار***
عشق
ما هم داور![]()
جاتون خالی کلی خوردم تا رای بدم کی برنده است![]()
اما جالبیش این بود که فهمیدم شاگردام تو درست کردن غذا از خودم کلی سرترن![]()
من علاقه ای به آشپزی ندارم یعنی علاقه دارم اما فرصتش رو نداشتم![]()
به هر حال بالاخره باید یاد بگیرم![]()
من همیشه میگم من از پس این کتابای غول پیکر بر آمدم غذا نباید سخت باشه![]()
حالا حتما میگید این چه دختریه دیگه ![]()
بی خیال
مهم اینه که من میدونم هر وقت خواستم کاری رو انجام بدم بهترین بودم![]()
و در آینده جز بهترین آشپزام
زندگی پر تصمیمات درست وغلط هست
در واقع انتخاب حرف اول رو میزنه
خدایا کمک کن تا انتخاب درستی در موقعیت های متفاوت زندگیم کنم![]()
امروز تو مدرسه بودم .شاگردام دیر آمدن سر کلاس
به دلیل آموزش نظم وانضباط درون زندگی اکثر اوقات با دانش آموزایی که دیر میان برخورد می کنم
امروز هم با ۴نفر برخورد کردم .میخواستم بفرستمشون دفتر.۲تاشون گریه کرد .دلم سوخت گفتم بشینید
بعد تقریبا ۱۵دقیقه دیدم یکیشون آروم نیست تو خودشه
فکر کردم از من ناراحته
دستش رو گرفتم از کلاس بردمش بیرون .گفتم گلم از من ناراحتی ؟چی شده
یهو گریه کرد گفت:نه خانم۲سال شکمم درد می کنه
گفتم :برو دکتر
گفت با اشک :پول نداریم مامانم دیسک کمر داره وضع مالیمون خوب نیست
تو بغلم گرفتمش گفتم عزیزم خدا کریمه قوی باش همه تو زندگیشون سختی دارن
نمی دونید دلم داشت پاره میشد چون واقعا دیدن فقر توی چشمای یه بچه خیلی سخته
تو این موارد خانواده ها راضی به کمک نیستن چون بهشون بر میخوره .اما خوب باید یه راهی پیدا کرد
قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد! کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز ! کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست… کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم تعلیم انسان با قلم…آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست………. این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند ” چه کس مرده است؟ “ چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است . قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته، یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟ قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و ترا می شنوند ، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند .. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است … قرآن ! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ، خواندن تو آز آخر به اول ،یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ، حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند . خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . آنان که وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم
از این وبلاگ کپی کردم
.http://630310.blogfa.com/
وقتی همه نوشتند من خودم نظرم رو میگم
همزبانی خویشی وپیوندی است
مرد با نامحرمان چون بندی است
ای بسا هندو وترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی بهتر است
.gif)
دوست دارم دوست دارم===I love you, I love you.
دوست دارم دوست دارم===I love you, I love you.
قد تموم آدما===(I love you) more than whole other people.
قد تموم عاشقا===(I love you) more than whole other lovers.
دل بردی و پنهون شدی === you captured my heart and then you hide yourself from me.
دل بردی و پنهون شدی=== you captured my heart and then you hide yourself from me.
از من چرا ای بی وفا ===(why you hide yourself) from me?, oh you tyrant…oh unfaithful.
از من چرا از من چرا ===why from me, why from me?(you hide yourself)
عاشق شدم عاشق شدم=== I fell in love, I fell in love.
عاشق شدم عاشق شدم===I fell in love, I fell in love.
از چشم من پنهون نشو=== do not hide yourself from my eyes.
از چشم من پنهون نشو=== do not hide yourself from my eyes.
تنها شدم تنها شدم=== I became lonely, I became lonely.
تنها شدم تنها شدم===I became lonely, I became lonely.
تنها نرو تنها نرو=== do not go alone, do not go alone.
تنها نرو تنها نرو===do not go alone, do not go alone.
پر می کشی تا آسمون=== you soar to the sky…
من خسته بی بال و پر===I am tired, without any wings.( so I can not follow you)
پر می کشی تا آسمون===you soar to the sky…
من خسته بی بال و پر===I am exhausted without any wing.
روزی که برگردی دگر===the day that you come back again…
از من نمی بینی اثر=== you wont see any trace of me.
روزی که برگردی دگر=== the day that you will come back…
از من نمی بینی اثر===you wont see any sign of me.
روزی که برگردی دگر===the day that you will come back…
از من نمی بینی اثر=== you wont see any sign of me.
دوست دارم دوست دارم=== I love you, I love you.
دوست دارم دویت دارم=== I love you , I love you.
قد تموم آدما=== more than all other people.
قد تموم عاشقا=== more than all other lovers.
می گویند نا امیدی از درگاه خداوند کفر است
من کافر نیستم، وتو
بر می گردی..
نمی دونم گذاشتن چیزهایی که خوشت میاداز وبلاگایی که میخونی سرقت محسوب می شه یا نه
اما من از این نوشته خوشم آمد.
شب کريسمس بود و هوا، سرد و برفي.
پسرک، در حاليکه پاهاي برهنهاش را روي برف جابهجا ميکرد تا شايد سرماي برفهاي کف پيادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شيشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه ميکرد.
در نگاهش چيزي موج ميزد، انگاري که با نگاهش ، نداشتههاش رو از خدا طلب ميکرد، انگاري با چشمهاش آرزو ميکرد.
خانمي که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمي مکث کرد و نگاهي به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقيقه بعد، در حاليکه يک جفت کفش در دستانش بود بيرون آمد.
- آهاي، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق ميزد وقتي آن خانم، کفشها را به او داد.پسرک با چشمهاي خوشحالش و با صداي لرزان پرسيد:
- شما خدا هستيد؟
- نه پسرم، من تنها يکي از بندگان خدا هستم!
- آها، ميدانستم که با خدا نسبتي داريد!
آن همین جاست
بین ما آدما روی روی زمین
اوج عشق اینجاست
وجود محبت ،عشق،صفا،صمیمیت ــــــــــــــــــــ>همون آسمون عاشقیه
از فاصله ی ۱۰۰۰کیلومتری هم میشه عاشق بود.
دوست داشتن حد ومرز نداره
قلب عنصر حرکت دهنده ی هستی هستش
چه قدر خوبه ما همه رو دوست داشته باشیم.به همه محبت کنیم وصفا وصمیمیت بین دستای ما تقسیم بشه![]()
خوشحالم که فهمیدم عشق یعنی چی
فهمیدم آسمون عاشقی کجاست وبا دستای خودم لمسش کردم
خداااااااااااااااااااااااااااا دوست دارم
دیروز زیر سقف آسمون دراز کشیده بودم دیدم پراز هاله ی ابرهستش
بعد صاف شد
فهمیدم این سختی های زندگی برای صاف شدن هست
به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد
دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد
گرچه من تجربهای از نرسیدنهایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد
کیستم ؟ … باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد
با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظهی بر پا شدنش می ارزد
دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد
سالها گرچه که در پیله بماند غزلم
صبر این کِرم به زیبا شدنش می ارزد